آدمی دو قلب دارد

 

آدمی دو قلب دارد!

قلبی که از بودن آن باخبر است و قلبی که از حضورش بی خبر.

قلبی که از آن باخبر است همان قلبی است که در سینه می تپد

 

همان که گاهی می شکند

گاهی میگیرد و گاهی می سوزد

گاهی سنگ می شود و سخت وسیاه

گاهی هم از دست می رود....

 

با این دل است که عاشق می شویم

با این دل است که دعا میکنیم

با همین دل است که نفرین می کنیم

و گاهی وقت ها هم کینه می ورزیم...

 

اما قلب دیگری هم هست.قلبی که از بودن آن بی خبریم.

این قلب اما در سینه جا نمی شود

و به جای اینکه بتپد...می وزد و می گرید و می بارد و می تابد

این قلب نه می شکند نه می سوزد و نه می گرید

سیاه و سنگ هم نمی شود

از دست هم نمی رود

 

زلال است و جاری

مثل رود و نسیم

و آنقدر سبک است که هیچوقت هیچ جا نمی ماند

بالا می رود و بالا می رود و بین زمین و ملکوت می رقصد

 

این همان قلب است که وقتی تو نفرین می کنی او دعا می کند

وقتی تو بد می گویی و بیزاری او عشق می ورزد

وقتی تو می رنجی او می بخشد...

 

این قلب کار خودش را می کند

نه به احساسات کاری دارد

نه به آنچه می گویی و نه به آنچه می خواهی

.

.

.

.

.

و آدمها به خاطر همین دوست داشتنی اند

به خاطر قلب دیگرشان

به خاطر قلبی که از بودنش بی خبرند

ما را دوست دارن بی هیچ علتی!

/ 7 نظر / 5 بازدید
بهناز

[گل][گل]

سمیه

ادما همشون دوس داشتنی ان به همه میشه عشق ورزید میشه اصلا بدی نباشه میشه همون قلب تو سینه مون بهترین باشه ولی ولی به شرطی که هممون بخوایم که بهترین باشیم

سهیل

وای چقد قشنگ بود دوبار خوندمش زلال است و جاری مثل رود و نسیم و آنقدر سبک است که هیچوقت هیچ جا نمی ماند خیلی قشنگ بو اینجاش

علی

متن قشنگ بود.مرسی[گل][لبخند]

سهیل

سیلام کوش؟؟؟ نت من مشکل داره یا پست جدید نمیبینم؟؟؟؟؟؟؟؟