باش تا باشم

دوست داشتنت هوس نیست

که باشد و نباشد

نفس است

تا باشی و باشم

فرق من با بقیه رو

کسی می فهمه که

برام با بقیه فرق داره

آرزو می کنم

در میان بی کسی های قلبم

لااقل یادم

به قلبت تا ابد مهمان شود

/ 18 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
maral

یکی بود ، یکی نبود من موندم و اون نموند من دیدم و اون ندید من خواستم و اون نخواست من التماس کردم و اون نشنید من هستم و اون رفته ! من خستم و اون …

maral

روزها بی تو می گذرند و شب ها با تو نمی گذرند تمام درد من این است !

maral

چون تیر و کمان اگرچه نزدیک ولی پیوستن ما نهایتش فاصله بود !

maral

من کاناپه ای پوسیده در باران تو سربازی دورافتاده با گلوله ای در پهلو چقدر دیر همدیگر را پیدا کردیم !

maral

راستش را بخواهی امروز هیچ اتفاق خاصی رخ نداد فقط حدود ظهر باران کوتاهی بارید اما زار زار …

maral

تو راحت فراموش می کنی ، باز دل می بری ، باز دل می بازی و من به خط کشیدن روی دیوارها ادامه می دهم !

maral

جای خالیش رو با چی پر کنم ؟

*سامی*

دیگر ب خوابم هم نمی آید,درکش میکنم همخوابی با دیگران تمام وقتش را گرفته . . .

*سامی*

در کنج تنهایی خود ، گوشه ای می نشینم اشک هایم گونه هایم را نوازش میکنند آری من تنهایم تنهایی که همه در کنارش هستند اما هیچ کس نیست که بپرسد چه اتفاقی افتاده هیچ کس از دلش خبر ندارد هیچ کس معنای سکوت پر از فریادش را نمیفهمد تنهایی که خوشه های اشک خشک شده بر گونه اش را هیچ کس نیست که کناربزند

*سامی*

سر به هوا نیستم اما همیشه چشم به آسمان دارم حال عجیبی است دیدن همان آسمان که شاید تو دقایقی پیش به آن نگاه کرده ای