من ساده

به قلبم نشستی نگفتم چرا

دلم را شکستی نگفتم چرا

یکی خواب شبهای من را ربود

چون دیدم تو هستی نگفتم چرا؟؟؟

گفته بودی:

-یا تو یا هیچکس!!!

ولی من ساده انگار فراموش کرده بودم

که این روزها هیچکس هم برای خودش کسیست

...کسی حتی مهم تر از من

هنوز نیامدای خداحافظ؟

تقصیر تو نیست

همیشه همینگونه بوده

اما من پشت سرت دست نه,

دل تکان می دهم...

/ 28 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
* مارال بانــــو *

گنبدت از هر کجای شهر سوسو می کند دست هر آشفته ای را پیش تو رو می کند در لباس خادمان مهربانت آفتاب صبح ها صحن حرم را آب و جارو می کند …

*سامی*

خنده های زورکی ام را باور نکنید من بدون گریه میمیرم …

* مارال بانــــو *

هجوم ، همهمه ها ، هل ، هوار ، آهوها برای دیدن تو بی قرار آهوها زده گریز از این روزگاز پر آزار هزار زائر زار و نزار ، آهوها دخیل بسته به این پنجره به استیصال به مهربانیت امیدوار ، آهوها غرص گله ست از این روزگاز پیش شما که خسته اند از این روزگار آهوها …

* مارال بانــــو *

اى کاش حرم بودم و مهمان تو بودم مهمان تو و سفره احسان تو بودم یک عمر گذشت و سر و سامان نگرفتم اى کاش فقط بى سر و سامان تو بودم تا چشم گشودم به دلم مهر تو افتاد زان روز چو آهوى بیابان تو بودم طوفان عجیبى است غم عاشقى تو چون موج اسیر تو و طوفان تو بودم اى گنبد عشق ، منِ خسته دل اى کاش چون کفتر پربسته ایوان تو بودم یک پنجره فولاد دلم تنگ تو آقاست اى کاش که زوار خراسان تو بودم

* مارال بانــــو *

باید همه به سمت شما رو بیاورند دلها به لب ذکر هوالهو بیاورند باید که جن و انس و تمام ملائکه ایمان به دست ضامن آهو بیاورند با تار مویتان که برابر نمی شود گیرم هزار خرمن گیسو بیاورند خسته ، شکسته ام و به سختی رسیده ام پشت درم بگو که مرا تو بیاورند

* مارال بانــــو *

پدرم گفت اگر خادم این خانه شوی همه زندگی و آخرتت تضمین است از خدا خواسته ام تا بشوم بیمارت بس که داروی شفاخانه تو شیرین است

* مارال بانــــو *

گنبدت از هر کجای شهر سوسو می کند دست هر آشفته ای را پیش تو رو می کند در لباس خادمان مهربانت آفتاب صبح ها صحن حرم را آب و جارو می کند …

*سامی*

کاش بودی تا من نیز چیزی برای از دست دادن داشتم . . . جای خالی تو داره همه دنیامو میگیره !