شاید که برگردی

چشمان تو

آیه هایی آسمانی اند

که پیامبری سر به هوا

سالهاست گمشان کرده...

 

به لبهایم قفل زدم درباره عشق تو

به کسی چیزی نگویم

شاید روزی خودت

آدم شوی...

 

آب و هوای دلم آنقدر بارانی است که

رخت های دلتنگی ام را مجالی برای خشک شدن نیست

این گونه است که دلم برای همیشه تنگ است...

 

به پایان رسیده ام اما نقطه نمی گذارم...

یک ویرگول می گذارم,

این هم امیدیست,شاید که برگردی...

/ 23 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
scarecrow

زیستن آموزد و جاوید شدن پیکِ پیروزی و امید شدن شاد بودن هنر است گر به شادی تو دلهای دگر باشد شاد زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته به جاست خُرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد … “ژاله اصفهانی”

scarecrow

آهنگ وبت فوق العاده است لیلا عزیزم ! اگه مایل باشی لینکت کنم [خجالت]

scarecrow

به آدمها تکیه نزن ! آدمها هم مثلِ دیوار با زلزله ی نگاه دیگری پشتت را خالی میکنند …

scarecrow

اون که از من گذشت ، واسه من درگذشت … پس روحش شاد و یادش فراموش !

scarecrow

ﺑﻪ “ﺑﻌﻀﯿﺎ” ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ : ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺷﻮﺧﯽ ﺑﻮﺩﯼ ، ﺍﻭﻧﻢ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻧﯿﺶ !

scarecrow

تک پرم نماندی ، خیالی نیست … دیگری پرپرت میکند !

scarecrow

کافیست جای زخمت را بلد باشند ، آنگاه از اعلاترین نمک برایت مرحم می سازند همان هایی که از جان برایشان مایه می گذاشتی !

scarecrow

بزرگترین پشیمانی ام ساعت ها جمله ساختن برای کسانی بود که لیاقت یک کلمه را هم نداشتند !

vishka

هر چند نمی‌دانم خواب‌ هایت را با که شریک می‌ شوی اما هنوز ، شریک تمام بی‌خوابی ‌های من، تویی خوشحال میشم به وبم بیای